محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

63

اكسير اعظم ( فارسى )

و يا ضفدع برى و زيت بپزند حتى كه مهرا شود و بيخ دندان را شرط زده بدان چند بار مسح كنند پس جذب نمابند و يا پنبه را در شير انجير و شير زقوم تر كرده بر دندان نهند و يا چربى ضفدع بحرى بر آن گذارند كه براى قلع معمول است و يا پوست درخت شاه‌توت و پوست بيخ كنير عاقرقرحا و زردچوب و شبرم و بيخ قثاء الحمار مساوى كوفته بيخته به سركه سرشته سه روز بنهند پس طلا كنند . و اگر بيخ قثاء الحمار به عسل سرشته يا مع مويزج به عصاره كرنب سرشته و يا لسان الحمل خشك كرده سائيده و ثلث آن زرنيخ زرد اضافه نموده و يا كندر در شير توت سرشته و يا بيخ حنظل سه روز در سركه تند سائيده و يا صمغ زيتون و يا زاج سبز به سركه تند و يا زاج سرخ و شير يتوع يا شبرم و يا عكر زيت با آب حصرم جوشانيده و يا پوست بيخ ينبوت و يا قنه و زاج سرخ و يا برنجاسف و عاقرقرحا و تخم انجره و مقل ازرق و حلتيت سائيده بر دندان نهند تسهيل قلع اسنان نمايد . و به قول انطاكى قثاء الحمار حنظل عاقرقرحا برگ زيتون و صمغ آن صمغ سماق هر چه از اين ميسر آيد به سركه يا وردى زيت و آب غوره بپزند تا مثل خمير گردد پس در بيخ دندان يا در متآكل پ كنند كه به سهولت قلع كند . و بدانند كه در استعمال اين ادويه احتياط كند كه اثر ادويه قالعه به دندان ديگر نرسد و بهتر آن است كه دندان صحيحه را بموم يا خمير ملفوف سازنده بهر تفتيت دندان متآكل كه آن مثل قلع بلا وجع است آرد گندم بشير يتوع سرشته تا ساعات بر آن نهند و در هر سه ساعت تبديل آن كنند تفتيت كند و تخم مازيون سوده و شير شبرم چون به قطران سرشته درس پر نمايند تفتيت او نمايد و يا شير انجير و حلتيت منتن بهم سرشته در ضرس متآكل نهند كه تفتيت آن كند . و گويد كه تعليق بيخ كرفس در گردن بخاصيت درد دندان را نفع مىكند و تفتيت آن هم مينمايد يا شير انجير و زنجبيل در سركه پرورده و توبال نجاس مجموع بر دندان متآكله نهند كه آن تفتيت او نمايد . و بعضى نوشتهاند كه توبال مس را نرم سوده با شيرانجير ممزوج نموده و پنبه بدان آلوده بر دندان موجع گذارند و يا زنجبيل كه چهل روز در سركه خيسانيده باشند نرم كوفته بر آن بپاشند و بايد كه قبل از استعمال مفتتاتن دندانهاى ديگر را به روغن چرب نمايند و تا اثر دواى مفتت بدانها نرسد فقط . تذنيب : [ حدة الاسنان ] ابن تلميذ من جملهء امراض دندان حدة الاسنان نيز نوشته و گفته كه علاج او در كتب مشهوره نيافتم . و شخصى را ديدم كه او را در اين مرض عارض شد و سر دندان او چنان تيز شدند كه انگشتان از مس او متألم ميشدند و در بعض اوقات عند التكلم چون به زبان مس ميكردند متألم ميشد قطع ميگرديد و خون از آن جارى ميشد و علاجش به ضد علاج ضرس نمودم و از آن صحت يافت . و بعضى نوشتهاند كه گاهى سن زائد متولد مىشود پس نظر كنند اگر در بيخ دندان رويد باله كه آن را منشار گويند قطع كنند بعده سوهان بسايند اگر چيزى از آن باقى ماند . و اگر در بيخ دندان نرويد بلكه خارج از آن باشد بايد كه با بنور بركنند . اورام لثه يعنى آماس گوشت بن دندان و آن اكثر حار بود دموى باشد يا صفراوى و گاهى از رطوبت فضلى نيز عارض شود و در اكثر به سبب نزول ماده از سر به سوى او عارض گردد و گاهى به مشاركت معده بود كه ماده از وى بر سبيل تبخير ميان غشاى او كه متصل به غشاى فم است صعود كند و در لثه نفوذ نمايد . و همچنين گاهى در ابتداى استسقا و عروض سوء القنيه به سبب صعود ابخره فاسد به سوى او عارض گردد و گاهى ورم او ظاهر قريب سهل التحلل سريع القبول براى علاج باشد و گاهى غائر عسر التحلل بطىء القول براى علاج و گاهى با تب باشد و استدلال بر جنس ماده برنگ ملمس لثه كنند اگر سرخ و ملمس گرم باشد ماده حار بود پس نظر كنند كه ورم بسيار است يا كم اگر بسيار باشد و با درد ضربان بود و ديگر آثار غلبه خون نيز يافته مىشود ماده حار دموى باشد . و اگر ورم كم و شدات درد و حرقت بود ماده صفراوى باشد . و اگر رنگ لثه سفيد و ملمس بارد بود ماده او رطوبت بلغمى باشد و تبريد عناب هفت عدد به عرق شاهتره ده توله ماليده شيره تخم كاهو شش ماشه شربت بنفشه دو توله خاكشى شش ماشه داخل كرده دادن و زلو چسبانيدن و گلنار گل سرخ عدس مسلم فوفل چهاليه سوختهء مازو مساوى سائيده سنون ساختن و يا بزر ورد و ديگر قوابض مثل گلنار و آس و مانند آن بر لثه چسبانيدن نافع است . علاج : در ورم حار مثل علاج قلاع حار و درد دندان حار از تبريد و فصد و مسهل علاج نمايند . و ايضاً در ورم و يا به طبيخ فواكه و هليله زرد و شاهتره علق و يا شرط بر نفس لثه و حجامت زير ذقن اسهال به مطبوخ هليله و ماء الفواكه و شيرخشت و ترنجبين و ريوند و يا نقوع مقوى و يا به طبيخ فواكه و هليله زد شاهتره نمايند و در ابتدا بهر ردع ماده با آب خرفه و عنب الثعلب و بارتنگ مضمضه كنند و در دهن دارند و كذا روغن آس مفيد . و همچنين مضمضه عاس و گشنيز خشك و گلنار مورد و صندل سرخ و فوفل و سماق در آب جوشانيده نافع است . و كذا برگ ياسمين و پوست درخت گوندى و پوست درخت موسرى جوشانده مضمضه كردن سودمند و غذاى بارد مثل سماقيه دهند و در انحطاط مضمضه با آب گشنيز و روغن گل نافع . و ايضاً پوست هليله زرد عنب الثعلب گشنيز خشك سيند هر يك دو مثقال